تبليغاتX
ماجراهای یک دروغگوی خوش حافظه
2009/6/11
Background Mirrors

 

بین یک شروع٬ و شروعی دوباره ام.

 

+ نشسته ام روی صندلی جلوی مانیتور. درب تراس باز است حجم نور با سبزی برگ ها می آید تو. دلم امروز بدجور هوس یک سربالایی را کرده. برسم آن بالا٬ قول می دهم با معشوقۀ سبزه روی نه چندان بلند قدی بنشینم و نان و پنیر بزنم و یک چایی داغ. بعدش که سنگین می شوم به بهانۀ یک چرت کوتاه٬ خوب بخوابم و توی خوابم حرف بزنم و آب بپاشد به صورتم و قاه قاه بخندد به من. به شوخی دنبالش کنم و زود بی خیال شوم که نکند سنگی بلغزد از زیر پایش و بعد یکی بیاید مرا از این رویا بیرون بیاورد که می خواهم در این دلشوره اش بمانم.

 

+ I Have a Dream به همراه متن٬ با تشکر از ثابتی

+ بقلم سم در 11:23
2009/5/28
از کفر تا تثلیث من٬ اخم و نگاه و خنده ایست

 

در نگاهت٬ از فروغ اخمنازِ شیطنت لبریز٬ شعله های شاد یک لبخند معصومانه می رخشَد

+ باز آی و بر چشمم نشین

 پلک که می زنی٬ خودم را گم می کنم یک لحظه.

 

+ غنچه چين جبينش از تبسم ناز داشت

عاشق ترم می شود وقتی تو اخم- یا ناز. واقعاْ مگر چقدر فرق دارد؟- می کنی.

 

+ لبخند گاه گاهت، صبح ستاره باران

مثلثی که یک ضلعش یادگار بوسه های من است.

 


نطق های انتخاباتی من را اینجا و اینجا و اینجا بخوانید

حمایت شخصیت های کارتونی از کاندیداها

+ بقلم سم در 17:26