تبليغاتX
ماجراهای یک دروغگوی خوش حافظه
2009/2/15
beyond the horizon

 

۱. همیشه دست نیافتنی هایی وجود دارند که دیگران به آن ها دست یافته اند.

۲. هر چیزی قیمتی دارد. قیمت رهایی هم انتظار است.

 

 

+ آداجو را ببینید بخوانید و دانلود کنید.

 

+ بقلم سم در 13:1
2009/2/2
Alone in crowd

خط خطی یک از خط گذشته

 "سگ پَز"، خواسته یا ناخواسته، بخشی از هویت ما شریفی ها محسوب می شود. محال است یک شریفی اصیل باشی – منظورم یک دانشجوی شریف اصیل است، نه از این خز و خیل های نسل 85 به بعد- و بخشی از خاطراتت آنجا شکل نگرفته باشد. فضای کوچکش، شلوغیِ واقعا شلوغش را بیشتر نشان میدهد. صندلی های همیشه پُرش، شماره هایی که باید یادمان بماند و حتی انباری آن طرف کوچه اش، همه و همه مثل یک اتیکت اطمینان، یا شماره سریال روی کارت شناسایی ذهنی ما از شریف رقم خورده اند.

نکته باریک قضیه اینجاست که این خاطره مشترک، در اکثریت قریب به اتفاق موارد به صورت مشترک هم رخ می دهد. یعنی کم پیش می آید یکی از همان شریفی های اصیل باشی و لذت سگ پز خوردن – بودن؟؟ هنوز کسی نتوانسته سگ پز را درست "صرف" کند- را بخواهی تنهایی داشته باشی. کمی که هر چند برای من چند باری پیش آمده، اما این آخری اش –که البته هنوز به وقوع نپیوسته- وحشت از دست رفتن "لذت" قضیه را با خودش به من دِسِر کرده است.

20 دقیقه ای می شد که جلوی تعاونی –جکوزی، یا هر چه که اسمش را می گذارید*- هر دو دست هایم را به جیب های تنگ Versace مشکی ام فرو کرده بودم و وسط شلوغی آن همه 87ی که روز اول شروع ترم دومشان دانشگاه را قرق کرده اند، شاید به امید دیدن لااقل یک آشنا به عنوان "پایه"، قدم می زدم. اما سر از جلوی این LG هفده اینچ در آورده ام.

هوس سگ پز کرده ام. صبحانه نخورده ام را هم اضافه کنید. روی کفه مقابل "لذت" سگ پز را بگذارید. من ترازو ندارم.

 

*. راستش من کلاً با اطلاق عنوان "پشتْ بوفه" به این منطقه استراتژیک حال نمی کنم.

 

پ.ن.

پیرو درخواست های مکرر دوستان در مورد هویت جناب سگ پز به اطلاع می رساند نامبرده ساندویجی کوچه بغلی دانشگاه بوده و به جز خوردنی های خوشمزه تنها ارزش نوستالژیک دارد.

+ بقلم سم در 14:0